برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
پاورچین پاورچین
از سر و کول آدم ها بالا می رفتم،
ترسوهای خائن
مفت خور های لاشی
آنها یک سر و گردن بلندتر از بقیه بودند
شبیه موهای دراز و بی مصرف زیر بغل
شمردنشان سخت ممکن بود
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
چهارشنبه تهران بودم، رفته بودم نمایشگاه کتاب
کلی کتاب خریدم
اما
چند تایی از کتاب ها در راهروهای فلان در غرفه بهمان جا ماند
از یابنده نمی خواهم کتاب را به دست من برساند
از یابنده می خواهم کتاب را بخواند
دیروز شروع زندگی پر ماجرای آن کتاب ها بود...
پ ن: یکی از کتاب ها هدیه بود...
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
از روزهای سفید و یخی همان فصلی که گذاشتی و رفتی
روانم شخم خورد
از بس که به در بسته خوردم
از بهار همان سال
دانه های تلخ و سیاه ناامیدی در من کاشته شد
اکنون درختی بی عارم
که نه نسیم می داند چیست؟
و نه میوه های خوش طعم و رنگ
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی