خرید بک لینک
در زندگی با هر کسی که روبرو می شوم همچون حفره ای ست که می شود در آن غرق شد، حفره هایی با آرزوهایی بی انتها، گاهی حفره ها ندای مسیری ست برای عبور، برای تغییر، گاهی علت پشیمانیست برای بازگشتن به خود، به غرق شدن در حفره عمیقی که محتوایش آرزوهای من اند.

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:15

پاورچین پاورچین

از سر و کول آدم ها بالا می رفتم،

ترسوهای خائن

مفت خور های لاشی

آنها یک سر و گردن بلندتر از بقیه بودند

شبیه موهای دراز و بی مصرف زیر بغل

شمردنشان سخت ممکن بود

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:15

در زندانیم و هنوز صدها سال دیگر برای رهایی از این بند تحمیلی باقی ست در زندانیم و هر روز بدنبال روزنه ای می گردیم... گاهی خسته می شویم اما سماجت عبور ذرات نور از جرز در سلول بیدارمان می کند. فردا روز محاکمه است، قاتل پیروز شود یا مقتول،

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:15

چهارشنبه تهران بودم، رفته بودم نمایشگاه کتاب

کلی کتاب خریدم

اما

چند تایی از کتاب ها در راهروهای فلان در غرفه بهمان جا ماند

از یابنده نمی خواهم کتاب را به دست من برساند

از یابنده می خواهم کتاب را بخواند

دیروز شروع زندگی پر ماجرای آن کتاب ها بود...


پ ن: یکی از کتاب ها هدیه بود...



برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 20:23

برای رونق بیشتر حرکت های این چنینی به لینک زیر رجوع کنید و در نظر سنجی شرکت کنید. من سه تا عکس برای این مسابقه فرستادم. عکس های شماره 091-092-093 لینک صفحه نظرسنجیلینک لیست عکسها برای دیدن

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:06

شبیه نوشیدنی های سرکشیده شده
من نیز تمام شدم.
اکنون طبل تو خالی ام
هر چند ضربه هایتان صدای خوشایندی نخواهند داشت،
لگد هایتان سرعت غلت مرا بیشتر می کنند،
پیشاپیش از مساعدتتان سپاسگزارم.

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:06

از روزهای سفید و یخی همان فصلی که گذاشتی و رفتی

روانم شخم خورد

از بس که به در بسته خوردم

از بهار همان سال

دانه های تلخ و سیاه ناامیدی در من کاشته شد

اکنون درختی بی عارم

که نه نسیم می داند چیست؟

و نه میوه های خوش طعم و رنگ

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:06

هر دو گمشده های شهر خاموشیم اگر استانبول شهر رویایی ما باشد در عصر روشن خیابان تقسیم به هم اضافه خواهیم شد این وصال غیر مترقبه نیست من و تو به عصر روشن زندگی ایمان داریم آن روز خواهد رسید.... آه ... چشمانت... Teoman ft rem Candar-iki aşk متاسفانه

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:06

مدتی است به کاوش در مورد ریشه های افسردگی و سرشکستگی خودم پرداخته ام. چند جلد کتاب معتبر نیز خوانده ام، از صاحب نظران حرف های چالش برانگیزی بدست آورده ام. در مورد شخصیت ها، در مورد دنیا، خوشبختی و خدا و گناه و هزار کلمه قلمبه دیگر. به نکات جالب و بعض

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:06

صفحه بندی